پیشنهادی که بر اساس آن حزبالله، ارتفاعات «علی الطاهر»را که در شمال رودخانه لیتانی قرار دارد و کاملا مشرف به شهر نبطیه و مناطق جنوب شرقی لبنان است، را تخلیه کند و ارتش لبنان جایگزین آن شود، از نگاه حزبالله صرفاً یک ترتیبات میدانی نیست، بلکه میتواند الگویی برای تحمیل مطالبات بعدی رژیم صهیونیستی در مناطق دیگر لبنان ایجاد کند.
با وجود آنکه اخیراً صحبتهای زیادی درباره ایده تحویل ارتفاعات علی الطاهر به ارتش لبنان مطرح شده است تا از تشدید تنشهایی که ممکن است راه را برای یک نبرد گسترده باز کند جلوگیری شود، اما بر اساس اطلاعات افراد درگیر در رایزنیها،
«جوزف عون» رئیسجمهوری لبنان حدود یک ماه پیش همین پیشنهاد را با حزبالله مطرح کرده بود.
پیشنهاد او شامل تخلیه این موضع و استقرار ارتش لبنان در آن بود، با این استدلال که چنین اقدامی بهانه را از اسرائیل میگیرد و مانع ادامه عملیات نظامی آن میشود. براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، حزبالله در آن زمان به عون اعلام کرد که بهطور کامل با این پیشنهاد مخالف است، زیرا از دیدگاه مقاومت، مساله فقط سرنوشت یک موضع نظامی نیست، بلکه مربوط به معادلهای است که قرار است در سراسر خاک لبنان تثبیت شود.
علی الطاهر؛ فراتر از یک موضع نظامی
در روزهای اخیر، همین پیشنهاد با صراحت بیشتری مطرح شده و همزمان فشار نظامی اسرائیل نیز افزایش یافته است، تاجایی که یک مقام آمریکایی اعلام کرد برقراری آتشبس در جنوب لبنان به خروج حزبالله از ارتفاعات علی الطاهر و تحویل آن به ارتش لبنان مرتبط شده است.
به این ترتیب به نظر میرسد که واشنگتن عملا شرط رژیم صهیونیستی را پذیرفته است. در هفتههای اخیر میتوان تلاش مشترک آمریکا و اسرائیل برای ایجاد الگویی مشخص را مشاهده کرد؛ به این شکل که رژیم صهیونیستی موضعی را که میخواهد تخلیه شود تعیین میکند، سپس آمریکاییها بر دولت لبنان فشار وارد میکنند و در نهایت از ارتش لبنان خواسته میشود آن موضع را تحت تهدید ادامه حملات هوایی یا پیشروی زمینی تحویل بگیرد.
این در حالی است که رژیم صهیونیستی در دوره ۱۵ ماهه میان جنگهای سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶ در جنوب لبنان نیز تلاش کرده بود الگویی مشابه را تثبیت کند. در آن زمان اسرائیل خواستار بازرسی خانهها و املاک خصوصی در جنوب لبنان بود و در صورت عدم پذیرش خواستههایش، تهدید میکرد که ساختمان را بمباران و بر سر ساکنانش ویران خواهد کرد.
محاصره آتش و جنگ روایتها
در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی همچنان منطقه علی الطاهر را در محاصره گسترده و مستمر آتش قرار داده و از نظر اطلاعاتی نیز کل منطقه را تحت محاصره گرفته است. همزمان روایتهایی درباره وجود تأسیسات زیرزمینی، نیروهای مقاومت محاصرهشده و ذخایر تدارکاتی کافی برای چندین هفته منتشر میشود. گاهی گفته میشود این ذخایر رو به اتمام است و در روایتهای دیگری نیز ادعا میشود که ذخایر کاملا تمام شدهاند. این روایتها کارکرد عملیاتی و سیاسی دارند؛ از یک سو بهعنوان توجیهی برای ادامه حملات هوایی استفاده میشوند و از سوی دیگر، تحویل تپه را بهعنوان یک راهحل انسانی یا توافقی برای حفظ آبرو مطرح میکنند، در حالی که هدف واقعی، به دست آوردن این موضع بدون پرداخت هزینه یورش و تصرف آن است.
درگیریهای اخیر بهویژه هدف قرار گرفتن نیروهای مهندسی رژیم صهیونیستی که در این منطقه فعالیت میکردند و وارد شدن تلفات به آنها، نشان داد که اشغال کامل این تپهها عملیاتی بدون هزینه نیست؛ برخلاف تصویری که رژیم صهیونیستی تلاش میکند القا کند.
عقبنشینی بدون تضمین، راهحل نیست
در مقابل، موضع حزبالله بر مبنای معادلهای کاملا متفاوت است. اگر قرار باشد این تپه سقوط کند، از دیدگاه حزبالله باید این اتفاق پس از مبارزه و مقاومت رخ دهد، اما این امر از طریق تسلیم شدن انجام نخواهد شد. عقبنشینی داوطلبانه در شرایطی که هیچ تضمین الزامآوری وجود ندارد، نهفقط بهانه را از رژیم صهیونیستی نمیگیرد، بلکه اثرگذاری تهدید این رژیم را تثبیت و آن را به تکرار چنین اقداماتی تشویق میکند. همچنین ورود ارتش لبنان به این موضع، بهخودیخود تضمین نمیکند که رژیم صهیونیستی از بمباران یا اشغال آن یا درخواست بازرسی از آن خودداری کند.
تجربه پس از نخستین توافق آتشبس در نوامبر سال ۲۰۲۴ میلادی نیز شواهد کافی ارائه کرده است که نشان میدهد رژیم صهیونیستی، حضور ارتش لبنان را محدودیتی برای آزادی عمل خود نمیداند. مشکل اصلی در اینجا فراتر از آینده موضع علی الطاهر است. پذیرش خواست اسرائیل به معنای به رسمیت شناختن حق این رژیم برای تعیین مواضع نظامی و امنیتی داخل لبنان است که میخواهد تخلیه شوند و سپس تحویل آنها به ارتش لبنان را تحت فشار نظامی تحمیل کند.
اگر این سازوکار یک بار موفق شود، دیگر چیزی مانع تکرار آن در مناطق دیگری که اسرائیل بهشدت خواهان آنهاست از جمله پایگاههای مقاومت در «اقلیم التفاح» و «بقاع غربی» و هر موضع دیگری در جنوب لبنان نخواهد بود. تحرکات نظامی اسرائیل نشان میدهد که هدف صرفاً رسیدگی به یک تهدید موضعی ادعایی در علی الطاهر نیست، بلکه ایجاد یک مسیر عملیاتی به سمت نبطیه، اقلیم التفاح و جبل الریحان است.
چرا موقعیت علی الطاهر مهم است؟
ارتفاعات علی الطاهر در شمال رود لیتانی قرار دارد؛لذا، این منطقه خارج از محدوده جغرافیایی تعیینشده در قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحدقرار دارد؛ از این رو، نبرد بر سر علی الطاهر را نمیتوان از تلاش رژیم صهیونیستی برای تغییر مرزهای بینالمللی جدا دانست؛ اگر نگوییم هدف، تغییر یا لغو خود این قطعنامه است. به جای آنکه اختیارات قطعنامه صرفاً به منطقه جنوب رود لیتانی و با حضور نیروهای بینالمللی محدود بماند، این اختیارات بهتدریج به شمال رودخانه گسترش داده میشود و نقش نیروهای حافظ صلح سازمان ملل(یونیفل) نیز کمرنگ خواهد شد.
به نظر میرسد حزبالله مایل است ثابت کند که با استقرار ارتش لبنان در تمام خاک این کشور مشکلی ندارد. این جنبش پیشتر نیز دهها موضع و تأسیسات را در جنوب رود لیتانی در چارچوب توافقهای انجامشده به ارتش لبنان تحویل داده است. اما مساله امروز متفاوت به نظر میرسد، زیرا اختلاف بر سر این است که چه طرفی زمان، اهداف و محدوده استقرار ارتش لبنان را تعیین میکند؟
از علی الطاهر تا صافی و هرمل
حزبالله معتقد است تحویل ارتفاعات علیالطاهر یک جبهه را نمیبندد، بلکه جبهههای متعددی را باز خواهد کرد. این اقدام لزوماً از این موضع در برابر اشغال محافظت نمیکند، بلکه هزینه کنترل و تصرف آن را از دوش رژیم صهیونیستی برمیدارد و الگویی در اختیار آن قرار میدهد که قابلیت تعمیم به مناطق دیگر را دارد.
اتکا به این تصور که تلآویو به همین ارتفاعات بسنده خواهد کرد، ماهیت راهبرد رژیم صهیونیستی را نادیده میگیرد؛ راهبردی که بر گسترش مطالبات پس از تحقق هر مطالبه قبلی بدون ارائه امتیاز متقابل استوار است. آنچه امروز با علی الطاهر آغاز میشود، ممکن است فردا به «صافی» و «الرفیع» و سپس به «بقاع» و «هرمل» نیز برسد.
منبع :خبرگزاری ابنا
شما چه نظری دارید؟